......... غزل ، عشق است ...................
(شعرهای نارس و حرفهای ناتمام من )     علی محمد محمدی 
قالب وبلاگ

پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

چگونه تو دلت آمد چنین تنهام بگذاری !؟
و کهنه خاطراتت را به دست باد بسپاری  

مگر از یاد بردی اینکه با احساس می گفتی
که از هرچه بدی و بی وفایی هست بیزاری 

 چه شد پس آن همه رعدت که می پیچید در گوشم!؟
و حالا پر  ز بارانی و بر دشتم نمی باری 

 خدا می داند از آن لحظه - از آن عصر پاییزی -
که گفتم: می روی !؟ گفتی: فقط از روی ناچاری !  

خیال  روی  زیبایت  نگردیده  فراموشم
برای لحظه ای ـ حتی ـ چه در خواب و چه بیداری !  

به یاد روزهایی که نگاهت حرف با من داشت
و من می خواندم از چشمت که خیلی دوستم داری 

 تن تبدار من اینک فقط دست تورا جوید
که شاید دستمالی تر به پیشانیم بگذاری !  

به چشم خویش می بینی چگونه بی تو می سوزم
ولی تو بی تفاوت خم به ابرو هم نمی آری !  

* 

... و امّا تو خیال باطل برگشتن دیروز !
چرا دست از سر این حال و روزم بر نمی داری !؟

[ چهارشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 1:47 PM ] [ علی محمد محمدی ] [ نظرات (0) ]

   1    2    3    4    5    6    7    8    9    10    >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

لینک دوستان
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 13826